درد هر روز...
یاد دارم از دبستان در کتاب
درس اول صحبت نان بود و آب!
آنچه را در خردسالی خوانده ایم...
همچنان در جستجویش مانده ایم...!!

پسربچه ای که به زور سنش به ده سال میرسید و به جای اینکه سر کلاس درس و مدرسه باشد داشت میان زباله ها میگشت شاید پولی نفتی که قرار شد بر سفره شان بیاید گم شده و او بتواند اینجا پیدایش کند!!
این عکس را چند روز پیش صبح زود در گوشه ای از محل کارم با تلفن همراه و با عجله گرفتم. به همین دلیل خیلی عکس خوبی نشد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۸۹ ساعت 22:43 توسط عیسی
|