حوض دال، برنامه ای که نیمه تمام ماند..!

 

هفته ای که گذشت راهی سی سخت شدیم برای صعود به حوض دال.

اما خراب شدن هوا و بدی حال یکی از همراهان باعث شد به اجبار از ارتفاع حدود ۳۵۰۰ بازگردیم.

۲۴ ساعت در سرای کوهنوردان سی سخت به امید باز شدن هوا گذشت ولی به دلیل بند نیامدن باران شدید و نبود وقت به علت مسافت زیاد بین سی سخت تا بندرعباس برنامه را خاتمه داده و به بندرعباس بازگشیم اما نه با دست خالی...

آشنایی با بچه های گل گروه استقلال شیراز، گروه کوهیاران پارس و سه نفر از بچه های مرودشت و درس هایی که این برنامه ی کوتاه به ما داد موجب شد تا حدودی با خشنودی راه بازگشت را پیش بگیریم.

 

حدود جایی که ما برگشیم...

 

نمایی از یال چال زرد که از میان انبوه ابرها پیداست در آخرین روزی که ما سی سخت بودیم.

پروازی دیگر...

 

او هم رفت..!

آرام باشی مرد بزرگ...

 

پ.ن. عکس را از ماگما برداشتم.

برای کوه ها، که ساکن نیستند جاری اند...

 

 

هر روز من

رودخانه ای ست

که از تو آغاز می شود

و در تو

خواهد ریخت..!

 

شعر از یاور مهدی پور

عکس: امسال، مسیر قلعه موران

زود بود اسماعیل خیلی زود..!

 

امروز که داشتم به یک سری وبلاگ های دوستان سر می زدم از طریق وبلاگ خانم شنیتی (باشگاه آوا) متوجه شدم که متاسفانه چند روز پیش

"اسماعیل شفیعی" کوهنورد شیرازی عضو گروه کوهیاران پارس هنگام فعالیت روی یکی از دیواره های شهرستان مرودشت فارس دچار حادثه شده و جان باخته است.

من و اسماعیل کارآموزی سنگ مقدماتی را در شیراز باهم گذراندیم. هیچگاه شوخی ها ، جنب و جوش ها و خنده های همیشگی اسماعیل را از یاد نمی برم.

خیلی دلم می خواد الان شماره تو بگیرم و باز صدای خنده هاتو بشنوم. خیلی وقت بود بهت زنگ نزد بودم. کاش........

آروم باشی اسماعیل...

 

http://avaclimb.blogfa.com/post-320.aspx