آنقدر این روزها غرق در گرفتاری ها و روزمرگی هایمان شده ایم که به قول معروف حتی امکان دارد از آن ور بام هم بیفتیم!!

آنقدر فکر زندگی و دغدغه های شخصی مشغولمان کرده که یادمان می رود کسانی که می روند و حماسه می آفرینند و باز می گردند، کسانی اند شکل خود ما، کسانی که آرزوهایشان شکل آرزوهای ماست و شاید دغدغه هایشان هم همرنگ ما!!

امروز درددلی از خانم سونیا در وبلاگ عشق کوهنوردیشان یادم انداخت، اینان که رفته بودند بی شک عشقی بزرگ داشته اند و برای خودشان رسالتی...

خانم لیلا اسفندیاری، عظیم قیچی ساز، هیوا دادخواه، بیان فاضلی، کوهنوردان تبریز و... و کسانی که نمیدانم و کسانی که الان در ذهن ندارم ...

 بیشتر این مردان و زنان بزرگ به غیر از امید به یک چیز شاید دلخوشی دیگری نداشتند و آن هم امید به خودشان بوده و ایمان و اراده شان!!

آنها ثابت کردند که می شود اگر بخواهیم، می توان اگر ایمان داشته باشیم ...

خانم اسفندیاری بی شک خودتان بهتر از من میدانید که صعود همیشه برای قله نیست!! و این را نیز بدانید که تلاش شما بر روی کوه کوه های جهان و افتخارات بزرگ گذشته تان به این زودی ها از یادها پاک نخواهد شد...

همنوردان، گام هایتان استوار، ایمانتان سبز و افتخار آفرینی تان همواره جاری باد...

 

درد دل سونیا:http://soniarock.blogfa.com/post-236.aspx