راهی کجایی؟؟

    به دنبال کدامین باران و رنگین کمان؟!!

  از پس این کوه ها کسی آیا صدا زد تورا؟؟

   که بگوید آنجا آسمانش رنگی دیگر است و طرحی...

خوش رفته ای قبیله!! 

اما بدان یک یک سنگ ها و صخره های کوهستانت در گوش من گفتند:

 کاش بر این کوچ بازگشتی بود، کاش بود... کاش بود... کاش بود...

 

روستایی در دل یکی از کوه های کوچک اطراف زادگاهم، روستایی که خیلی هم کوچک نمی نمود!!

روستایی که به قول بلدی که با ما بود چند سالی ست مردمش همگی کوچ کرده اند به سوی زندگی بهتر!!! روستایی که *لاور زیر، نامش بوده. ولی ماهرچه گشتیم خبری از لاور بالا نبود!!

صاحب این خانه شاید به فکر بازگشت بوده... شاید...

اما صاحب این خانه با این مهر و موم شاید فقط خواسته کسانی مثل ما وارد حریم خانه اش نشویم...

.

.

*لاور: منطقه ی ما به دشت صافی که وسط کوه واقع شده باشه میگن لاور. این دشت برای نشیمن

 استفاده می شده و گاها هم برای کشت کوه نشینان...