لرزشی به طعم زمین به رنگ سرما..!
پنجشنبه ۱۲ دی ماه ۹۲...
ساعت شش و چهل و پنج دقیقه صبح...
از دیشب هوا ابری ست و همه در انتظار بارانند...
به یکباره اما زمین به جای آسمان می غرد. زلزله ای با شدت ۵/۵ ریشتر شهرستان بستک و روستاهای اطرافش را می لرزاند.
چند دقیقه ای همه در شوک این اتفاق نامیمون غیرمنتظره هستند و گیج از گرد و خاک بسیاری که از کوه های بسیار نزدیک به شهر بستک برخاسته.
همه باران را از یاد برده اند، دیگر شهر چون شب قبل و روزهای پیشتر در انتظار باران و رفع خشکسالی نیست.
از شوک که خارج می شویم شهر را نه سرپا که نیمه خمیده می بینیم. بیشتر بافت قدیم شهر در محلات میانی آسیب های جدی دیده اند. حتی خیلی از منازل نوساز هم دیگر قابل سکونت نیستند.
به جرات می توان گفت ۷۰ درصد شهر از منازل مسکونی گرفته تا مدرسه و مسجد و مجتمع های تجاری آسیب دیده اند که بیش از نیمی از آنها بسیار جدی ست.
روز به نیمه نرسیده که بغض آسمان هم همانند مردم شهر می شکند...
تا ساعات ابتدایی ظهر خبر درگذشت یک نفر و زخمی شدن حدود ۳۰ نفر که حال چند نفرشان وخیم بوده تایید می شود.
آسمان همچنان در این بی سرپناهی می بارد و مردم خوب می دانند شبی نه به اندازه ی دیگر شهرهای ایران اما سرد را در پیش دارند.
مردم نه آب می خواهند نه غذا و نه هیچ چیز دیگر. آنها فقط چادری می خواهند تا سرپناهی باشد برایشان در این بارش باران و پس لرزه های مدام..
ساعت ها می گذرد و مسئولین از توزیع ۴۰۰۰ چادر تا قبل از تاریکی هوا سخن می گویند!!!
هوا تاریک شده است اما کل چادرهای توزیع شده به ۳۰۰ عدد هم نمی رسد.
بسیاری دست به دامن چادرهای مسافرتی شده اند و بسیاری هنوز چشم به راه قول و قرارها...
سوال اینجاست که خداراشکر فاجعه ی انسانی در بستک رخ نداد. بستک شهری کوچک و آرام می باشد با مردمی که همه همدیگر را می شناسند.
حال اگر شرایط به وجود آمده در شهر غیر از این و بدتر از این می بود ستاد به ظاهر مدیریت بحران چگونه می خواست بحران را مدیریت کند؟!
آرامش شهر از درایت شما نیست. از محجوبیت این مردم است.
به هر فلاکتی بود مردم آرام بستک شب سرد نزدیک به صفر درجه را به صبح رساندند و به قول "محمد ذاکری" استاد دانشگاه های بندرعباس که از نخستین ساعات زلزله در شهر حضور یافته بود:
"شام غریبان کودکان سرمازده ی بستک صبح خواهد شد. اما تو می مانی آقای تلویزیون و دروغ و زغال و روسیاهی و زمستان..."









پ.ن. و سپاس اما از همه ی کسانی که خودجوش به یاری هموطنانشان شتافتند.
استان های همجوار بویژه هلال احمر سیستان و بلوچستان که از ساعات اولیه یاری رسان بودند.
پ.ن.۲ تا لحظه ی نگارش این پست شهرمان هنوز دارد از پس لرزه ها می لرزد.