یاد آن روزهای بی دغدغه به خیر...











شاید چوپان قصه ی ما دروغگو نبود..! شاید او تنها بود وازفرط تنهایی فریاد گرگ آمد سر می داد..

                     افسوس که کسی تنهایی اش را درک نکرد و همه در پی گرگ بودند...

                                و در این میان فقط گرگ فهمید که او تنهاست..!

و شاید هم به قول "شاملو"ی بزرگ قصه جور دیگری بوده باشد!


پ.ن. براستی که آن روزها بزرگترین دغدغه مان شکستن نوک مدادمان بود..

پ.ن.2 تصاویر را از اینترنت برداشتم.

و او اینگونه طلای آسیا گرفت..!




مریم طوسی، کسی که سریع ترین دختر ایران لقب گرفته است با تمام محدودیت ها و مشکلات امسال به عنوان اولین زن ایرانی طلای آسیا را برای ورزش ایران به ارمغان آورد و کاری کرد کارستان..

جایزه ای که بابت شکستن رکورد زنان ایران به او داده شده بود  کمتر از ۵۰۰ هزار تومان اعلام شد در حالیکه به دونده ای که در رشته مردان رکورد مشابهی را جابجا کرده بود یک اتومبیل اهدا شد.

و کاش به قول خودش وزارت ورزش برای موفقیت هایش ارزش بیشتری قائل می شد و همه برای پیروزی های بزرگترش یکدل..

او اکنون در یک قدمی المپیک است..

امسال خرپاپ...




برای کوهنویسان یک سال گذشته است..

برای من اما دو سال و متاسفانه حداقل یک سال دیگر هم باید صبر کنم تا..

وقتی..

جایی..

صعودی دیگر میهمان و همراه یکدلی و یکرنگی کوهنویسان باشم..

شما که به خرپاپ می روید...

                            سفرتان سبز..


پ.ن: عکس از وبلاگ رامیار عزیز می باشد.

پ.ن.2: اگه به یاد ما بودین جای ما را هم خالی کنین دوستان..


آن سفر کرده ها...

 

 دو روز نبودم..

به همین خاطر یادمان امسالتان دیر شد یاران..

اما چه باک وقتی یادتان همیشگی ست، سبز است..

و هنوز چه زیبا "صدای خنده ی شما از صدای خنده ی کوه پایین می آید"!!