در یادها

مگر می توان از یاد بردتان؟

هرگاه به وبلاگ سرپهنه گی می رسیم هنوز جای پا و هوای ساجده پیداست...

آقای ترابی پس از شما چه کسی بی هیچ منت و مزدی راهنمای کوهنوردانی می شود که آمده اند دل به کوه های خشک هرمزگان بسپارند؟

مگر می توان فرخنده معماری را از یاد برد؟ 

روحتان شاد عزیزان٬ به یادتان هستیم.

یک همنورد

ندیده شیفته اش شدم . تمام لحظاتی را که روی دیواره علم کوه در بهمن ۶۹ گذراند را برای خودم مجسم کرده ام یا تمام آن لحظاتی که در ژرفای غار مخوف پراو تاریکی و ظلمت را نگریست وهردو را مجبور کرد در مقابل بزرگی و جسارتش سر تسلیم فرو بیاورند.

دوستش دارم با اینکه ندیدمش٬

دوستش دارم با اینکه نمی دانم کجاست٬

دوستش دارم چون میدانم مثل دیگر کوهنوردان اهل غرور و ریا نیست٬

می دانم مثل دیگر کوهنوردان مرام دارد.

کاش٬ فقط عکسی از٬ محمد نوری داشتم.

احمد معرفت

با سپاس از هیئت کوهنوردی فارس

یک آشنایی زیبا

جمعه ۳ آبان ۸۸ را هیچگاه فراموش نمیکنم. روزی که تونستم اولین تماس تلفنی را با کوهنورد پیشکسوت آقای احمد معرفت داشته باشم کسی که ندیده شیفته ی اخلاق و منشش شده بودم. و حالا مدتی ست که به لطف ایشون خودمو دوست اون بزرگوار میدونم و گویی سال هاست که همنوردش. 

همنورد سلام

آمده ام تا در این وبلاگ از دل مشغولی هایم بنویسم٬

آمدهام تا بنویسم کوه بخشی از زندگی من نیست بلکه خود زندگی من است٬

آمده ام بنویسم از علم کوه بزرگ تا هماک سرفراز٬

از تفتان تشنه تا سبلان سپید و از دماوند پای دربند٬

آمده ام تا بنویسم از آنهایی که  رفتند اما نیامدند٬

از علی اصغر اردوخانی تا ناصر ملک محمدی

از فاطمه میریان تا سعید امینی

از عبدالمجید بنی هاشمی تا جلال رابوکی

و از محمد اوراز تا عبدالحمید ترابی ٬ ساجده کشمیری و فرخنده معماری

و از بزرگانی که جای پایشان و نفس گرمشان تا همیشه بر فراز قله های این آب و خاک و در دل غارهایش باقی است:

از محمود اجل٬ از محمدکاظم گیلان پور٬ از گغام میناسیان٬ از احمد معرفت از عبدالواحد خنجی٬

 از مهری زرافشان٬ از چنگیز شیخلی٬ از محمد نوری و...

و میدانم کوه ها و کوهنوردان آنقدر بزرگ هستند که بدانند نیامده ام جای کسی را تنگ کنم

در این راه همنوردم باشید.

هماک - بندرعباس

پرونده:KoheHamaj.jpg